
آموزش نصب و همراستاسازی ریل و واگن؛ جلوگیری از لقی، صدا و گیرکردن
حتی اگر بهترین ریل و واگن را برای دستگاه CNC یا سیستم اتوماسیون انتخاب کرده باشید، نصب نادرست میتواند بخش
مطالعه مقاله
حتی اگر بهترین ریل و واگن را برای دستگاه CNC یا سیستم اتوماسیون انتخاب کرده باشید، نصب نادرست میتواند بخش
مطالعه مقاله
اگر روی یک بلبرینگ عبارتی مانند 6204-2RS-C3، 6205-ZZ یا 6306-C3 نوشته شده باشد، این اعداد و حروف تصادفی نیستند. بخش
مطالعه مقاله
در دستگاههای CNC و سیستمهای حرکت دقیق، یکی از مشکلاتی که میتواند مستقیماً روی کیفیت ماشینکاری و دقت موقعیتیابی تأثیر
مطالعه مقالهانتخاب بلبرینگ فقط با دانستن قطر شفت یا شمارهای مانند 6204 و 6205 انجام نمیشود. دو بلبرینگ با ابعاد یکسان ممکن است از نظر ظرفیت تحمل بار، سرعت مجاز، لقی داخلی، نوع آببندی و شرایط دمایی عملکرد کاملاً متفاوتی داشته باشند.
در ماشینآلات صنعتی، الکتروموتورها، گیربکسها، اسپیندلها و تجهیزات CNC، انتخاب نادرست Bearing میتواند باعث افزایش حرارت، ایجاد صدا، لرزش، خرابی زودهنگام و حتی توقف کامل دستگاه شود.
برای انتخاب صحیح باید حداقل سه پارامتر اصلی را بهصورت همزمان بررسی کنیم:
بار + سرعت + دمای کاری
در کنار این سه عامل، نوع بار، روانکاری، آلودگی محیط و نحوه نصب نیز اهمیت زیادی دارند.
در این مقاله بررسی میکنیم چگونه بلبرینگ مناسب را براساس شرایط واقعی دستگاه انتخاب کنیم.
قبل از انتخاب Bearing باید بدانیم چه نیرویی به آن وارد میشود.
بار واردشده به بلبرینگ معمولاً در سه گروه اصلی قرار میگیرد:
تشخیص نوع بار مشخص میکند چه خانوادهای از Bearing برای سیستم مناسبتر است.
Radial Load نیرویی است که عمود بر محور شفت وارد میشود.
برای مثال وزن یک شفت یا نیروی ایجادشده توسط پولی میتواند بار شعاعی ایجاد کند.
بلبرینگهای شیار عمیق یا Deep Groove Ball Bearing در بسیاری از تجهیزات عمومی برای تحمل بارهای شعاعی استفاده میشوند.
شمارههایی مانند:
از رایجترین خانوادههایی هستند که در ماشینآلات صنعتی دیده میشوند.
البته ظرفیت تحمل بار هر مدل باید براساس دیتاشیت همان Bearing بررسی شود.
Axial Load یا Thrust Load در امتداد محور شفت وارد میشود.
فرض کنید شفت تمایل دارد به سمت جلو یا عقب حرکت کند. نیروی حاصل، یک بار محوری ایجاد میکند.
همه Bearings توانایی یکسانی در تحمل بار Axial ندارند.
در سیستمهایی که بار محوری اهمیت زیادی دارد ممکن است از گزینههایی مانند:
استفاده شود.
بنابراین اگر در سیستم بار محوری قابلتوجه وجود دارد، انتخاب یک بلبرینگ صرفاً براساس قطر شفت اشتباه است.
در بسیاری از ماشینآلات، Bearing بهصورت همزمان تحت:
Radial + Axial Load
قرار دارد.
این شرایط را Combined Load مینامیم.
برای مثال در اسپیندلهای صنعتی، گیربکسها یا بعضی مکانیزمهای انتقال قدرت، هر دو نوع نیرو میتوانند وجود داشته باشند.
در این شرایط باید Bearingی انتخاب شود که توانایی تحمل ترکیب نیروها را داشته باشد.
در کاتالوگ بلبرینگها معمولاً پارامتری با عنوان:
Dynamic Load Rating
یا گاهی با نماد:
C
مشاهده میشود.
این پارامتر در محاسبات عمر Bearing هنگام چرخش اهمیت دارد.
بهصورت ساده، هرچه ظرفیت بار دینامیکی Bearing بیشتر باشد، در شرایط یکسان قابلیت تحمل بار بیشتری در حین کار خواهد داشت.
اما نباید فقط Bearing با بیشترین C را انتخاب کرد.
افزایش سایز معمولاً باعث افزایش:
میشود.
هدف انتخاب بزرگترین Bearing نیست؛ بلکه انتخاب Bearing متناسب با عمر و بار موردنیاز است.
پارامتر مهم دیگر:
Static Load Rating
است.
این مقدار معمولاً با نماد:
C0
نمایش داده میشود.
Static Load Rating زمانی اهمیت دارد که Bearing تحت:
قرار گیرد.
ممکن است Bearing در حالت چرخش بار زیادی نداشته باشد، اما هنگام توقف یا ضربه نیروهای قابلتوجهی دریافت کند.
بنابراین در بعضی ماشینآلات بررسی C0 بهاندازه C اهمیت دارد.
هر Bearing محدودیت سرعت دارد.
در کاتالوگ سازندگان معمولاً اطلاعاتی درباره:
یا پارامترهای مشابه دیده میشود.
وقتی سرعت دوران افزایش پیدا میکند، رفتار Bearing تغییر میکند.
در دورهای بالا مواردی مانند:
اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
بنابراین Bearingی که در 500 rpm عملکرد مناسبی دارد الزاماً برای 10,000 rpm نیز مناسب نیست.
داخل Bearing تماس بین:
وجود دارد.
هرچه سرعت افزایش پیدا کند، اتلاف انرژی و تولید حرارت نیز میتواند بیشتر شود.
اگر گرمای ایجادشده نتواند بهخوبی دفع شود:
در شرایط شدید ممکن است Bearing قفل کند یا آسیب جدی ببیند.
به همین دلیل در سیستمهای دوربالا باید کل سیستم Tribology شامل Bearing، روانکار و شرایط حرارتی بررسی شود.
دو پسوند رایج Bearings عبارتاند از:
2RS
و:
ZZ / 2Z
مدلهای 2RS معمولاً دارای Seal لاستیکی هستند و محافظت بیشتری در برابر آلودگی ایجاد میکنند.
اما تماس Seal میتواند مقداری اصطکاک اضافه ایجاد کند.
در مقابل Shield فلزی در بسیاری از مدلها تماس کمتری ایجاد میکند و ممکن است برای سرعتهای بالاتر مناسبتر باشد.
البته این یک قانون مطلق نیست.
حداکثر سرعت واقعی باید از دیتاشیت همان Bearing بررسی شود.
دمای کاری یکی از مهمترین عوامل عمر Bearing است.
افزایش دما میتواند روی موارد زیر اثر بگذارد:
بنابراین اگر دستگاه در محیط گرم یا با سرعت بالا کار میکند، نمیتوان فقط مشخصات ابعادی Bearing را بررسی کرد.
هنگام نصب Bearing، رینگ داخلی معمولاً روی شفت و رینگ خارجی داخل Housing قرار میگیرد.
اگر Fit فشرده باشد، Internal Clearance میتواند کاهش پیدا کند.
سپس هنگام کار، اگر رینگ داخلی گرمتر از رینگ خارجی شود، انبساط حرارتی میتواند Clearance را باز هم کاهش دهد.
در چنین شرایطی ممکن است استفاده از Bearing با لقی بیشتر مانند:
C3
مطرح شود.
اما C3 همیشه انتخاب صحیح نیست.
باید میزان:
بررسی شود.
C3 به معنی کیفیت بالاتر یا مخصوص دور بالا نیست.
C3 فقط نشان میدهد Internal Clearance اولیه نسبت به Normal بیشتر است.
در بعضی کاربردهای دوربالا و گرم، این Clearance اضافه مفید است، چون پس از گرمشدن سیستم لقی کاهش مییابد.
اما اگر C3 در سیستمی استفاده شود که به آن نیاز ندارد، ممکن است:
افزایش پیدا کند.
پس انتخاب C3 باید براساس شرایط کار باشد، نه صرفاً برچسب «دور بالا».
حتی بهترین Bearing بدون Lubrication مناسب عمر خوبی نخواهد داشت.
روانکار وظایفی مانند:
را بر عهده دارد.
دو روش رایج روانکاری عبارتاند از:
Grease Lubrication
و:
Oil Lubrication
برای بسیاری از تجهیزات عمومی گریس مناسب است.
اما در سیستمهای:
ممکن است روغن یا سیستم روانکاری تخصصیتر نیاز باشد.
یکی از اشتباهات رایج در نگهداری Bearings اضافهکردن مقدار بسیار زیاد Grease است.
Overgreasing میتواند باعث افزایش مقاومت و تولید حرارت شود.
به همین دلیل حجم گریس و دوره Lubrication باید متناسب با:
باشد.
اگر Bearing در محیطی دارای:
کار میکند، نوع Sealing اهمیت زیادی پیدا میکند.
در بسیاری از محیطهای آلوده، مدلهای Sealed مانند 2RS میتوانند محافظت بیشتری ایجاد کنند.
اما اگر شرایط سرعت بسیار بالا باشد، باید بین:
Sealing Performance
و:
Friction / Speed Capability
تعادل ایجاد شود.
در الکتروموتورها چند عامل اهمیت زیادی دارند:
اگر موتور با پولی و تسمه کار کند، کشش تسمه میتواند بار شعاعی قابلتوجهی به Bearing وارد کند.
سفت کردن بیش از حد تسمه میتواند عمر Bearing را بهشدت کاهش دهد.
همچنین موتورهایی که دمای کاری بالاتری دارند ممکن است به Clearance متناسب نیاز داشته باشند.
در Spindle شرایط سختتر است.
پارامترهایی مانند:
اهمیت زیادی پیدا میکنند.
در بسیاری از Spindleها از Angular Contact Bearings با چیدمان مشخص استفاده میشود.
در این کاربرد نباید Bearing عمومی را فقط به دلیل مشابه بودن ابعاد جایگزین مدل اصلی کرد.
در Gearbox، نیروهای ایجادشده توسط چرخدندهها میتوانند ترکیبی از بار شعاعی و محوری باشند.
مخصوصاً نوع Gear روی جهت نیرو تأثیر دارد.
بنابراین Bearing باید براساس:
انتخاب شود.
گاهی تصور میشود اگر Bearing ظرفیت بار کافی داشته باشد، حتماً عمر طولانی خواهد داشت.
اما عمر واقعی تحت تأثیر عوامل زیادی است:
یک Bearing با ظرفیت بالا که اشتباه نصب شده باشد ممکن است خیلی زودتر از انتظار خراب شود.
انتخاب Bearing بسیار بزرگتر از نیاز ممکن است ظاهراً تصمیم محافظهکارانهای باشد.
اما میتواند باعث:
شود.
همچنین در برخی کاربردها Bearing برای عملکرد مناسب نیاز به حداقل بار مشخصی دارد.
بنابراین Oversizing بدون محاسبه توصیه نمیشود.
قبل از خرید Bearing این اطلاعات را مشخص کنید:
سپس Bearing مناسب از کاتالوگ سازنده انتخاب شود.
فرض کنید یک الکتروموتور صنعتی داریم که:
در این سیستم باید همزمان بررسی کنیم:
بار شعاعی ناشی از تسمه
سرعت 3000 rpm
Clearance مناسب
نوع Seal
دمای کار
اگر فقط قطر شفت را اندازه بگیریم و نزدیکترین Bearing را خریداری کنیم، بخش بزرگی از مسئله نادیده گرفته شده است.
از رایجترین خطاها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
برای انتخاب صحیح بلبرینگ باید سه عامل اصلی یعنی:
بار، دور و دما
بهصورت همزمان بررسی شوند.
ابتدا نوع و مقدار نیروهای Radial و Axial مشخص میشوند، سپس ظرفیت بار Bearing با نیاز سیستم مقایسه میشود. در مرحله بعد سرعت دوران، Lubrication، Sealing و شرایط حرارتی بررسی میشوند.
Internal Clearance نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا Fit و افزایش دما میتوانند لقی واقعی Bearing را در زمان کار تغییر دهند.
بنابراین شماره پایه بلبرینگ فقط شروع فرآیند انتخاب است.
برای یک انتخاب حرفهای باید:
Bearing Type + Load Rating + Speed + Clearance + Seal + Temperature + Lubrication
همگی با شرایط واقعی دستگاه هماهنگ باشند.
لاین حرکت انواع بلبرینگ و یاتاقان صنعتی مورد استفاده در ماشینآلات، الکتروموتورها و سیستمهای حرکتی را ارائه میکند. برای انتخاب Bearing مناسب بهتر است علاوه بر شماره و ابعاد، دور، بار، دمای کاری و شرایط محیطی دستگاه نیز مشخص شوند تا مدل مناسبتر برای کاربرد انتخاب شود.
فقط از روی شماره Bearing نمیتوان پاسخ داد. سرعت مجاز، نوع Cage، Lubrication، Seal، Clearance و دمای کاری باید براساس دیتاشیت سازنده بررسی شوند.
در بعضی سیستمها بله، زیرا افزایش دما و Fit میتوانند Clearance را کاهش دهند؛ اما C3 نباید بدون محاسبه جایگزین Normal Clearance شود.
به شرایط کاربرد بستگی دارد. 2RS معمولاً محافظت بیشتری مقابل آلودگی ایجاد میکند و ZZ اصطکاک کمتری دارد. سرعت و محیط کاری باید بررسی شوند.
یک معیار واحد وجود ندارد. نوع بار، ظرفیت بار، دور، دما، لقی داخلی، آببندی و روانکاری باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.